فاطمه بیرانوند ... افرا
شعر سپید
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ (3) وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُواً أَحَدٌ (4) .... این روزها از گوشه و کنار زیاد میشنوم که به اسمم مطلب و مقاله درسایتهای مختلف منتشر شده. تا جاییکه بیاد دارم جز این چند شعر چیزی در چنته نداشته ام و تا به این ساعت مقاله ایی ننوشته ام. هدفم از ایجاد این وبلاگ این بود که بگویم من را با "فاطمه بیرانوند های" دیگر اشتباه نگیرید. یک خانم هم اسم من مقاله ایی با عنوان : تمکین زنان و حق انتخاب آنان در زندگی؛ نوشتهی فاطمه بیرانوند در سایت ayandehnegari.com خبرنامه رهانا منتشر کرده اند همراه با عکس شان که با صراحت اعلام میکنم این مقاله به من مربوط نمیشود و نویسنده مقاله فقط با من هم اسم می باشد چندی پیش در همایش تجلیل از جوانان برتر و موفق استان شرکت کردم اما برایم لوح تقدیر صادر نشده بود بعد از پیگیری در جواب گفتند چون ۳ نفر با اسم "فاطمه بیرانوند" شرکت کرده و هر سه امتیاز اورده اند ما فکر کردیم شاید اشتباه کرده ایم و شما همه یک نفر هستید در نتیجه یک لوح برایتان صادر کرده ایم که بعد از بررسی سازمان ملی جوانان مجبور شد برای هر سه نفری که "فاطمه بیرانوند" نام داشتند لوح صادر کند ب هر حال از اینجور سوء تفاهمات و تشابهات اسمی زیاد است... یک لرستان و هزار فاطمه بیرانوند ...... به تو که می رسم آینه ها برعکس نشانم می دهند این شکل اصلا شکل خودم نیست و این درخت ، روح ماده ی زنی است که تاریخ را شیر می دهد که می گوید فقط پنجره ها می توانند ساعات طولانی بدون پلک زدن به جهان خیره شوند حالا به من پناه بیار به حاشیه ای که در آن تنها ستاره هایی که تازه از تخم بیرون امده اند می دانند ، جهان فرزند کدامین مرد تنهاست و این یعنی من اصل خودم هستم با مهر اداره ای که سال هاست تعطیل است. خواب های یک مرد جنگجو درچشم های تو که باشم چه فرق می کند این رودخانه ها فکرهای تو باشند یا خواب هایی که یک مرد جنگجو ببیند ببین امروز ایران سرش پایین است و پرنده ها برهنگی اش را نوک می زنند حلا از دیدبانی چشم های تو که مدام نگاهم را باز داشت می کند از استکان هایی که مادرم خواب هایش را در ان نمی ریزد از تمام نقطه هایی که نامی برایم ساخته اند می خواهم که تنهایم بگذارید که خودم نباشم بدون (( فاطمه )) بدون (( بیرانوند )) بدون اینکه کسی بفهمد از سوراخ ته کفشم به دنیا امده ام جایی که زمین مرده است ! توضیح:چاپ شده در (( برگزیده اشعار هشتمین جشنواره شاعران ایران "شب های شهریور" )) جهان به جنگ خویش می رود هزارو نهصد و هجده جهان از جنگ خویش برمی گردد به تاخیر بیفت سالهاست که صلح در تاخیر نطفه می بندد و تاخیر در بیست سالگی من فکر کن تنهایی ، سایه پیر تفنگی ست که می گوید صلح نه از کبوتر شروع می شود نه از زیتون بلکه نیایش کوچک گنجشک هایی است که می دانند بهشت نام قبیله ای است در همین نزدیکی. ... توضیح // چاپ شده در (امواج ارغوانی )سید ضیاالدین شفیعی سال ۱۳۸۷و (سجاده های سربلند) ۸۹ البته به اسم شخصی دیگر وبلاگ بنویسم ... هرگز دوست نداشتم به دنیای مجازی قدم بگذارم ... اما تشابه اسمی ام با یک نویسنده دیگر مرا وادار به این اجبار مجازی کرد ...
بسم الله الرحمن الرحيم
افسانه مرد مقتدر/ زن خانه دار را به چالش بکشیم ,فاطمه بیرانوند
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |








